الشيخ محمد علي الگرامي القمي
50
مذهب (فارسى)
على پرست شدند برخى امام هادى را محلولى از خدا و ماده گرفتند . انقلاب غير مذهبى ولى وقتى مىبينيد رهبران مذهبى شديداً با اين فكر مبارزه مىكردند و حتى پرستندگان خود را به عنوان انگل مزاحم جامعه از بين مىبردند كاملا متوجه مىشويد كه : اولًا آنها مراقب بودند اين وضع برايشان به وجود نيايد و بشر از قيد اسارت آزاد گردد و ثانياً مكتبشان فقط بر پايهء خيرخواهى انسانها بوده نه منافع شخصى خود و استبداد راى ، و گرنه برايشان بهتر بود كه ديگران آنها را به مقام خدائى برسانند ، ولى حتى شديداً ناراحت مىشوند كه كسى پايشان را ببوسد كه اين بندگى و اسارت است . و همين وجه امتياز حق و باطل است ، باطلى هر چند در لباس مذهب ! آقا خان اسماعيلى طورى پيروانشان را بار مىآورد كه آب دهانش را به بهاى گزافى بخرند و از كف دست فلان گدا بردارند و به روى خود بمالند ! و حق كوچكترين اعتراض را به خود ندهند كه چرا آقا از پولهاى ما اينقدر عياشى مىكند ، پيروان شوقى افندى هم همينطور كه خودتان عياشيهاى او را بهتر مىدانيد ! ولى امام معصوم كه چه بگويم كه برتر از سخن است ، همين مراجع شيعه را بنگريد چقدر مردم در انتقاد از آنها آزادند ، اين نه خواست شخصى آنهاست ، اين گوشهء ناچيزى از روش رهبرى اسلامى است كه تا حدود بسيار كمى عملى مىشود .